براساس نتايج يک مطالعه عمده علمي، در صورت ادامه روندهاي فعلي، تا اواسط قرن جاري ديگر چيزي در درياها براي صيد کردن باقي نخواهد ماند.
به گزارش «بي.بي.سي»، ذخاير نزديک به يک سوم محلهاي ماهيگيري در درياها متلاشي شده و نرخ افت ذخاير درحال شتاب گرفتن است.
يک تيم بين المللي از پژوهشگران طي مقالهاي که در نشريه «ساينس» چاپ شده است مي گويند که افت ذخاير ماهيها ارتباط تنگاتنگي با کاهش وسيعتر تنوع زيستي در درياها دارد.
اما استفاده وسيعتر از مناطق حفاظت شده دريايي مي تواند باعث حفظ ذخاير موجود شود.
بوريس وِرم، از دانشگاه دالهوزي در کانادا و سرپرست اين تحقيق گفت: اينطور که ما از اقيانوسها استفاده مي کنيم انگار اميدواريم و فرض کرده ايم که هميشه گونه ديگري براي بهره برداري وجود خواهد داشت تا پس از مصرف کامل موجود آخري سراغ آن برويم.
وي گفت: آنچه ما اينجا روي آن انگشت مي گذاريم اين است که شمار ذخاير محدود است؛ ما يک سوم آنها را مصرف کرده ايم، و بقيه را هم مصرف خواهيم کرد.
«استيو پالومبي» از دانشگاه استانفورد در کاليفرنيا که يکي از دانشمندان اين پروژه است گفت: اگر ما به طور بنيادي شيوه مديريت گونههاي آبزي به عنوان يک کل، يعني اجزاي يک اکوسيستم، را عوض نکنيم در آن صورت اين آخرين قرني است که شاهد غذاي طبيعي دريايي خواهيم بود.
درياها
تحقيق انجام شده بسيار گسترده است و شامل دانشمنداني از بسياري موسسات در اروپا و قاره آمريکا مي شود و بر چهار نوع کاملا متفاوت از دادهها متکي است.
به رغم پيشرفت در فن آوري صيد ماهي، برداشت آبزيان عملا افزايش نيافته است.
رکوردهاي صيد ماهي در درياهاي آزاد تصويري حاکي از افول ذخاير ماهي به دست مي دهد.
در سال 2003، 29 درصد ذخاير شيلات در درياهاي آزاد متلاشي شده بودند، به طوري که ذخاير آنها به کمتر از 10 درصد ميزان برداشت اصلي افت کرده بود.
کشتيهاي بزرگتر، تورهاي بهتر، و تکنولوژي جديد براي رديابي ماهي باعث افزايش برداشت ناوگان ماهيگيري جهان نشده است - در واقع صيد جهاني در فاصله 1994 تا 2003 به اندازه 13 درصد افت کرد.
رکوردهاي تاريخي از نواحي ساحلي در آمريکاي شمالي، اروپا و استراليا همچنين نشان دهنده افت برداشت توام با افت تنوع گونههاي دريايي است؛ اين برداشت تنها شامل ماهي نيست بلکه ساير انواع غذاهاي دريايي را هم در بر مي گيرد.
از دست رفتن تنوع زيستي همچنين با بسته شدن تعداد بيشتري از ساحلها به روي عموم همراه بوده است؛ رشد و نمو جلبکها و خزههاي دريايي و افزايش موارد سيل ساحلي.
با اين حال اين مطالعه صدمات وارده به اقيانوسها را به فعاليتهاي واحد مثل افراط در ماهيگيري، آلودگي يا نابودي زيستگاهها نسبت نمي دهد؛ بلکه در عوض تصويري ترسيم مي کند که نشان دهنده افزايش صدمات به صورت تدريجي و در اثر عوامل گوناگون است.
با اين حال يکي از پيامهاي تلويحي مهم مطالعه اين است که بخشهاي وسيعتري از اقيانوسها بايد تحت حفاظت قرار گيرد.