اين نامه كه به زبان مادري پاپ يعني آلماني براي او ارسال شده بازتاب گسترده و واكنشهاي قابل توجهي را در ميان متفكران و انديشمندان به همراه داشت. حتي در برخي از مدارس پروتستان، اين نامه به عنوان متن درسي كلاسهاي ترم جاري آموزش دين برگزيده شده است.
در ميان نامهها و پاسخهاي بسياري كه رهبران مسلمان سراسر جهان به سخنان پاپ بنديكت شانزدهم در مورد اسلام دادند، متن و بازتاب نامه رئيس مركز اسلامي هامبورگ به پاپ از ويژگيهاي خاصي برخوردار است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در نامهاي كه سيد عباس قائممقامي، رئيس مركز اسلامي هامبورگ به پاپ نوشته و طي آن سخنان وي را كه به صورت نمادين و در قالب درس الهيات در دانشگاه رگنزبورگ آلمان ايراد شده مورد نقد و مداقه قرار گرفته است، به نكاتي اشاره شده است كه متفكران و محققان اروپايي و مسيحي به آن توجه خاص كردهاند.

رئيس فدراسيون اسلامي آلمان، در بخشهايي از اين نامه خطاب به پاپ آورده است: «همه اديان در طول تاريخ هماره از آفت تفسيرهاي سليقهاي و انحرافي مصون نبودهاند و نخواهند بود. ولي اشتباه اين است که اين تفسيرها و سوءرفتارها را بدون دليل و ضابطه قابل قبول متدلوژيک به اصل اديان نسبت داد، گذشته کليسا و جنگافروزي و خشونت به نام خدا و مسيح واقعيتي تاريخي است، ولي امروز رويه کليسا به گونهاي ديگر ميباشد. حال کدام يک را بايد به حساب کتاب مقدس گذاشت؟ آيا آن خشونت، ناشي از آموزههاي کتاب مقدس بوده يا اين صلح و دوستي؟ پس بهتر است که با يکديگر اين تفاهم را داشته باشيم و با توجه به جوهر مشترک اديان که صلح، عدالت و معنويت است، هر تفسيري که ناقض اين جوهر باشد را بيگانه با دين بدانيم.
جهاد، هرگز جنگ مقدس نيست، بلکه دفاع مقدس در برابر ظلم وجنگ افروزي کساني است که ايمان مومنان را تحمل نميکنند و براي اجبار آنان به تغيير و ترک باورهاي خود، جنگ را تقديس ميکنند! پيامبر اسلام هرگز يک جنگجو نبود او نه تنها هرگز به انتقام دعوت نکرد، بلکه هماره به گذشت و چشمپوشي از خطاي ديگران دعوت نموده و قرآن به صراحت تمام ويژگي بارز مومنان را اين ميداند که نه تنها پاسخ بدي را با بدي نميدهند بلکه با تکرار خوبيها، بدي را ريشهکن ميکنند.
جهاد، يا دفاع مقدس در اسلام يک اصل نيست بلکه يک واکنش براي دفع ظلم و خشونت است که از سر اضطرار، ضرورت پيدا ميکند و به همين دليل قرآن به صراحت فرمان ميدهد که به محض اين که تجاوزگران و خشونتطلبان دست از تجاوز و خشونت برداشتند، ديگر دفاع، موضوعيت خود را از دست ميدهد و بايد صلح نمود».
اين نامه كه به زبان مادري پاپ يعني آلماني براي او ارسال شده بود، بازتاب گسترده و واكنشهاي قابل توجهي را در ميان متفكران و انديشمندان مسيحي و غيرمسيحي به همراه داشت. حتي در برخي از مدارس پروتستان آلمان، اين نامه به عنوان متن درسي كلاسهاي ترم جاري آموزش دين (بخش شناخت اسلام) برگزيده شده است.
بنا بر اين گزارش، از جمله واكنشهاي حايز اهميت درباره مطالب اين نامه، نامه يك نويسنده و روزنامهنگار كاتوليك به رئيس مركز اسلامي هامبورگ تسن كه ضمن اشاره به نامهنگاري در همين زمينه به پاپ، مطالب جالبي را متذكر شده است. «روت آيشنر» در نامه خود به سيد عباس قائممقامي آورده كه: «آن چيزي که مرا بسيار تحت تأثير قرار داد، اعتراف صادقانه شما نسبت به اينکه «زبان تئولوژيک» براي يک ديالوگ در جهت تفاهم مناسب نيست. به اين منظور بايد زبان ديگري بکار برده شود. زباني که نه از تئوري، بلکه برآمده و نشأت گرفته از تجربه، شناخت و گذشت باشد.
متأسفانه نه پاپ بنديکت شانزدهم و نه ديگر حاملان حرمت مسيحيت، اين مطلب که انسان بايد خدا گونه شود را درست نميدانند و در عين حال نداي بازگشت به ايمان را سر ميدهند. آنان تقريبا خداگونه شدن را يک گناه به شمار ميآورند ولي واقعيت اين است که بر خلاف گفته رهبران مسيحيت، عيسي نيز سخن اسلام در مورد خدا گونه شدن را تأييد ميکند. حضرت عيسي در «مناجات کوه» (Berg Predigt) به طور واضح انسانها را دعوت کرده است که «شما بايد کامل باشيد همانطور که پدر آسماني کامل است».
وي در پايان نامه خود نوشته است: همه اين مسائل مرا بسيار غمگين ميسازد، چرا که از يک سو به عنوان يک مسيحي کاتوليک ميخواهم که به «نماينده مسيح روي زمين» احترام بگذارم و در خدمت او باشم و از طرفي نيز ميخواهم همانگونه که در آن خطبه معروف مسيح در مناجات کوه آمده خدا گونه و کامل شوم و عيسي را بندگي کنم. من يک نامه سرگشاده همانگونه که ملاحظه ميکنيد به اشخاص مختلف فرستادم و همچنين يک نامه نيز که همين انتقادات را در آن مطرح کردهام براي پاپ بنديکت مقدس شانزدهم ايميل کردم و آن نامه را نيز به ضميمه براي شما ميفرستم».