صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


صالح زماني

۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۶:۱۷ تعداد بازديد: 10237 كد خبر: ۶۶۸۵۶

* بروکسل

از اهم مسائل اجتماعي در اروپا، مذهب و چالش‌هاي مواجه با آن مي‌باشد. اگر به لحاظ تاريخي اين بحث دنبال شود، شايد انقلاب فرانسه، نقطه عطف اساسي در تغيير نگرش افکار عمومي به مقوله مذهب باشد و از آن پس بود که امر قدسي به حاشيه ناامني در اجتماع رانده شد. از آن روز تاکنون مذهب همواره در حوزه‌اي غيررسمي به سر مي‌برد.

اسلام به عنوان مذهبي فراگير در جهاني پر مخاطره با به همراه داشتن مفاهيم حيات بخش و معنوي اساسا به يکي از مسائل مهم مورد بحث در حوزه فرهنگ و سياست غرب مبدل گشته است. مهاجرت‌هاي پي در پي و استعمار برخي کشورهاي مسلمان توسط کشورهاي اروپايي منطق موازنه انطباق مذهب، قوميت و سرزمين را به هم ريخت.

اگرچه دين پذيرفته شده کشورهاي اروپايي، مسيحيت بود اما مسلمين به تدريج جايگاه بزرگي را به جهت حضور در اين سرزمين‌ها کسب کردند. اروپاي تحت سيطره مسيحيت آرام آرام خود را براي پذيرش مسلمانان آماده کرد. واضح است که اين تغيير اجتماعي از نتايج نا خواسته سياست‌هاي استعماري غرب بود. اين روند چنان ادامه يافت که مسلمانان به بخشي از جامعه اروپايي تبديل شدند و جامعه مسلمين بدين گونه شکل گرفت.

امروز به تدريج نسل سوم مسلمانان مهاجر در اروپا در حال شکل‌گيري است و اساسا مسئله اسلام به عنوان موضوعي تنش زا از محل بسياري از مسائل و مشکلات اجتماعي حذف شده است. آنچه امروز با گسترش جامعه مسلمانان در اروپا به آن توجه مي‌شود موضوع «اسلام گرايي» است.

مشکل امروز کشورهاي اروپايي، مهاجرين عرب و ترکي نيستند که 70 سال پيش به اروپا مهاجرت کرده‌اند بلکه مسئله اساسي فرزندان اين مهاجرين هستند که اکثرا هم در اروپا متولد شده‌اند و به لحاظ مليتي اروپايي محسوب مي‌شوند ولي به لحاظ مذهبي مسلمان هستند.

امروز به راحتي مي‌توانيم از ترکيبي نويني با عنوان «مسلمين اروپائي» ياد کنيم. همين موج بيداري اسلامي و اسلام‌گرايي است که دولت‌هاي غربي را بر آن داشته است که در پي حذف نمادهاي ديني در حوزه عمومي و مضافا مقابله با ارزش‌هاي اسلامي برآيند. اين حقيتي است که امروز به وضوح و از نزديک در عمق جوامع غربي ديده مي‌شود.

امروز مسلما مشکل غرب اسلام نيست بلکه «اسلام‌گرايي» است. ظريف‌تر اين‌که اسلام‌گرايي لزوما به معناي گرويدن مردم به دين مبين اسلام نيست بلکه حتي شامل برخي حمايت‌هاي حداقلي نخبگان اجتماعي اروپا از اسلام نيز مي‌شود. تا جايي که برخي از افراطيون غربي انکار هولوکاست، نقد قدرت‌هاي بزرگ، حمايت اخلاقي از حقوق مردم فلسطين و دفاع از حق برخورداري مردم ايران از انرژي هسته‌اي را در ادامه موج اسلام‌گرايي در غرب تفسير مي‌کنند و اينها را جنبه‌هايي خطرناک براي امنيت اجتماعي مي‌دانند.

برآيندي از همين سياست‌هاي خصمانه است که فشار‌هاي متعددي را بر جامعه مسلمين روا مي‌دارد. در سال‌هاي اخير اين نگراني‌ها در جامعه مسلمين به شکل محسوسي افزايش يافت. در اينجا بسياري از اقدامات و سياست‌هاي دولت‌هاي غربي و مسلمانان قابل اشاره است.
در نوامبر 2004، «ريتا وردونک»، وزير مهاجرت هلند به کشورهاي عضو اتحاديه به دليل رشد اسلام‌گرايي در جوانان هشدار داد.

وي رسما اعلام کرد که اروپا از اين پس با بحراني بزرگ به نام «اسلام‌گرايي» روبه‌رو‌ست و پس از اين بايد براي ايجاد يک نگرش مشترک براي يکسان سازي مهاجرين اقدام کنيم. در دسامبر 2005 عمليات انتحاري يک زن بلژيکي به نام موريل (مريم) ديگوک 38 ساله در عراق و حمله به کمپ نيروهاي آمريکايي تبديل به يکي از سوژه‌هاي مهم خبر گزاري‌هاي غربي شد و در مطبوعات بلژيک از آن با عنوان «فاجعه‌اي بزرگتر از تروريسم» ياد کردند.

مسلماني با مليت بلژيکي که تنها 5 سال از اسلام آوردن وي مي‌گذشت. از آن پس بلژيک کشوري شد که آن را «پايگاه عمليات انتحاري و اسلام گرايان تندرو» خواندند. در همان روزها بود که چند کشور آفريقاي شمالي از جمله مصر خبري از کشف يک تشکيلات عمليات انتحاري را منتشر کردند که توسط مسلمانان بلژيکي، آمريکايي و هلندي مديريت مي‌شد. قطعا آنچه از نظر ناظران غربي فاجعه‌اي بزرگتر از تروريسم به شمار مي‌آيد همان اسلام گرايي و به تعبيري موج بيداري اسلامي است.

در راستاي همين سياست‌ها بود که دو آموزگار مسلمان با حجاب اسلامي و چندين دانش‌آموز محجبه در بلژيک و فرانسه در جولاي 2005 از محيط آموزشي اخراج شدند زيرا که با منطق نظام‌هاي طاغوتي،حضور نمادهاي مذهبي خود به ترويج و اشاعه امر ديني کمک مي‌کندو اين زمينه‌ساز حساسيت‌هاي قومي و مذهبي تلقي مي‌شود.

همين نگراني‌ها از ترس به خطر افتادن موجوديت و اقتدار سياسي است که سبب مي‌شود در ژانويه 2006 پليس فدرال بلژيک به خانه 20 مسلمان به جرم افراطي‌گري يورش برد و آنها را بازداشت کند. وقاحت در برخورد و مقابله با مسلمين تا جايي پيش مي‌رود که سال گذشته دو روزنامه هلندي زبان De standaard و Het nieuwsblad پس از اقدام بي شرمانه نشريات دانمارکي و نروژي در سال‌هاي 2005 و 2006 دست به چاپ بيش از 12 کاريکاتور موهن از پيامبر مکرم اسلام مي‌زنند و به طور رسمي مبارزه با اسلام را وارد مرحله جديدي مي‌کنند.

در فوريه 2006 بنا به درخواست وزير دادگستري بلژيک از دولت فدرال بيش از 90 نيروي متخصص و آموزش ديده امنيتي و مسلط به زبان عربي براي رويارويي با موج اسلام گرايي در اختيار سرويس امنيتي اين کشور قرار مي‌گيرد و پيش از آن در ژوئن 2006 شاهد محاکمه دو مسلمان به جرم نژادپرستي و انکار هولوکاست بوديم. اينها تنها بخشي از مسائلي است که مي‌توان در راستاي اسلام‌گرايي تفسير کرد.

آنچه واقعيت به نظر مي‌رسد، اين است که ديگر تئوري‌هاي جهاني و مسلط نمي‌توانند پشتوانه امين و استواري براي تفسير بيداري اسلامي تلقي شوند حال اگر به تعبيري اسلام‌گرايي واکنشي نسبت به پروژه مدرنيته هم در نظر گرفته شود.

بي‌شک ابزار فهم اين جنبش جهاني از جنسي غير از مباحث نظري است. آنچه به عنوان خلأ جدي در اين ميان احساس مي‌شود، فقدان ظرفيت‌هاي لازم دولت‌هاي اسلامي در دفاع از منافع امت اسلامي است. اگرچه امروز سهم ملت‌ها از دولت‌هايشان جدا شده است و جنبش بيداري اسلامي در ادامه مسير خود استوار و پابرجاست، اما مداخله دولت‌هاي اسلامي در سايه يک ائتلاف فراگير مي‌تواند در برابر بسياري از توطئه‌هاي استکبار کارساز شود.


نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :