به بهانه بخشنامه جديد دولت در جلوگيري از «چاپ رنگي» گزارشهاي دولتي
يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحاً إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ (مؤمنون:51)
پس از تجربه يک دوره شعارهاي چپگرايانه در دهه نخست انقلاب که ناشي از برداشتهاي نادرست از برخي از صفحات تاريخ اسلام و تلفيق آنها با شعارهاي مارکسيستي در طول چند دهه از تاريخ ايران پيش از انقلاب بود، اکنون در مواردي دوباره اين شعارها سربرآورده است. نگاهي به برخي بخشنامههاي اخير دولت و شعارها و رفتارهايي که از دولت نهم مشاهده ميکنيم، به خوبي ميتواند اين وضعيت را نشان دهد.
خلط کردن ميان اسراف و تبذير با آنچه که در قرآن به عنوان استفاده از طيبات و «زينت الله» مطرح شده است، يکي از قالبهاي درهم آميخته شدن ارزشهاي درست اسلامي و سطح توقع زندگي خوب در جامعه اسلامي با چيزي است که از آن بايد به عنوان نوعي عقب گرد به شعارهاي سوسياليستي ياد کرد، روشي که هدفش محروم کردن مردم از طيبات و خورد و خوارک خوب و لذت بردن از زندگي است.
البته توصيه شده است که شخص رئيس دولت يا رهبر زندگي ساده داشته باشند و بحمدالله خدا را شاکريم که دارند، اما تحميل اين رويه به عنوان يک روش زندگي براي عامه مردم، به هيچ روي موافق با روح شريعت اسلامي که مخالف نگاه منفي به «زندگي» (لا تنس نصيبک من الدنيا) در جهت بهرهمندي از «طيبات» است، نميباشد. طبيعي است که اول آيه هم مهم است که «وابتغ في ما آتاک الله الدارَ الاخرة» اما خداوند براي آن که کسي تصور رهبانيت از اين آيه نکند و در اين دنيا فقط دنبال آخرت نگردد، بلافاصله روي «فراموش نکردن نصيب در اين دنيا» تأکيد ميکند.
شايد به همين دليل است که اين سادهزيستي را در زندگي امام علي(ع) در دوران حکومتش داريم، اما در زندگي امام صادق(ع) درست عکس آن يعني استفاده از بهترينها مشاهده ميکنيم. حضرت به اعتراض معترضين هم در اين باره پاسخ داد و با نشان دادن لباس پشمين خود، آن را مربوط به رابطه خود با خدا دانست.
نويسنده خداي متعال را شاکر است که رهبر و رئيس جمهور زندگي سادهاي دارند، اما بايد توجه داشت که اميرمؤمنان(ع) در باره توجيه لزوم داشتن زندگي ساده براي خود فرمودند، اين براي آن است تا فقر فقيران آنان را آزرده نکند. آن حضرت هرگز اين رويه را به عنوان يک قاعده براي همه مردم قرار ندادند. حضرت خود ساده ميخوردند، اما در رحبه مسجد کوفه با غذاي گرم و خوب از مردم پذيرايي ميکردند.
مهمتر از همه آيهاي است که در ابتداي اين يادداشت آورديم. اين آيه يک اصل مسلم قرآني را بيان ميکند. به طوري که همزمان روي «خوردن طيبات» و «عمل صالح» تکيه دارد. آشکار است که تعميم در خوردن طيبات شامل بهره مندي از همه خوبيها و زيباييها در زندگي است، چيزي که با عمل صالح نه تنها منافات ندارد، بلکه بسا زمينه ساز آن هم باشد. از آيه چنين به دست ميآيد که زندگي مجموعهاي از اين دو اصل است. نکته جالب اين که اوّل «کلوا من الطيبات» آمده و سپس از «عمل صالح» سخن به ميان آمده است.
بدون ترديد رويکرد منفي به «زندگي» با ديدگاههاي قرآني ناسازگار بوده و با روح اقتصاد اسلامي که جهت گيري آن تقويت کار و درآمدزايي مردم و بهرهمندي از زندگي خوب و فراهم کردن منزل وسيع براي زن و فرزند است ـ چنان كه در روايات آمده ـ ناسازگار است.
مهم آن است كه توجه داشته باشيم بخش عمدهاي از مصاديق زهد در اين دنيا، جزا و پاداش خود را در آخرت به دست ميآورد، اما در چارچوب فقه و حقوق در اين دنيا براي آن تعريف خاصي نمي شود. اسراف در زندگي شخصي عذاب سخت الهي را در پي دارد، اما در كدام اصل فقهي چاره جويي قانوني و حقوقي براي آن شده است؟ در مقابل، دادن صدقه مستحب در نظام حقوقي اين دنيا تعريف نشده، اما پاداش فراواني در آخرت دارد.
بايد توجه داشت تفسيرهاي نادرستي كه از زهد شده و خلط نظام حقوقي ـ فقهي اين دنيا با ميزان و حساب و كتاب آخرت همواره سبب برداشتهاي نادرست از رويه اسلام در نگاه به زندگي اجتماعي و اقتصادي و حتي عبادي انسان شده است.
با توجه به اين قبيل بخشنامهها، لابد بايد انتظار داشت که مدتي ديگر گفته شود که صدا و سيما هم که هزينه اش از بيت المال است فقط فيلمهاي سياه و سفيد توليد کند. يا مثلا اگر در سربازخانهها که دولتي است سربازها ميتوانند روي زمين يا روي پتو بخوابند چرا ما بايد هزينه تخت و دشک بدهيم؟ يا چنان که رايج کرده اند نوشابه هم از غذاي رايج در ادارات برداشته شود. چرا اختيار را به دست خود مردم نميدهيم که در محدوده مباحات هرچه را براي زندگي خويش نيک ميپندارند همان گونه انتخاب کنند.
اما از بدشانسيهاي دولت نهم ـ و شايد مردم ـ يکي هم اين است که با وجود دادن اين قبيل شعارها مکلف به اجراي اصل 44 قانون اساسي در جهت گسترش حوزه اقتصاد خصوصي شده است. اين نوعي تناقض را در رفتار و عمل اين دولت ايجاد کرده است. شايد همين عامل است که سبب شده است تا دولت متهم به سستي در اجراي اين اصل شود.
زماني نويسنده اين سطور تصور ميکرد که اين مشکل چپهاي کشور ماست که به چرخ تمدن غرب ميچرخند و موج جهاني آنها را ميگيرد. زماني که مارکسيسم غلبه دارد افکار مارکسيستي دارند و زماني که ليبراليسم غلبه ميکند، ليبرال ميشوند. اما اکنون احساس ميشود دور جديدي که در بخشي از دنيا مثلا آمريکاي لاتين آمده که علاقه مندي به شعارهاي چپ روانه است، روي جناح راست ما هم تأثير گذاشته است. اين خطري است که ما را از اصالت اسلامي خود دور ميکند.
اين بماند که توصيه به داشتن زندگي سخت و زاهدانه و بدور از رنگ و نگار در حالي است که دولت طي دو سال گذشته ميلياردها تومان پول را به بهانه رفع بيکاري ميان اقشار مختلف مردم توزيع کرده و بيشتر اين پول صرف هزينههاي زايد در زندگي آنان شده بدون آن که توليد کاري صورت گرفته باشد. چه کسي است که منکر وجود نقدينگي شگفتي باشد که ثمري جز رفتن به سمت زرق و برق و نتيجتا لوکس شدن زندگي و بالا رفتن تورم ندارد و اين مگر جز آن است که دولت محترم زمينه اش را فراهم کرده است؟
تعجب از مرشدان فکري و روحانيون برجسته جناح راست است که با توجه به سوابقي که طي سالهاي دولت آقاي ميرحسين موسوي در مبارزه با تفکرات سوسياليستي و اقتصاد دولتي و ملاحظات نشأت گرفته از انديشههاي چپ روانه داشتند، اکنون اين چنين در برابر چنين رفتارهاي چپ روانه سکوت کردهاند.
در اقتصادي که بخش عمده آن دولتي است و حتي آنجا هم که خصوصي ميشود باز مديريت دولتي ميماند، چرا نبايد يک گزارش يا خبرنامه رنگي چاپ شود تا زمينه توزيع و تبليغ بيشتر را فراهم کند و کار داد و ستد را آسانتر سازد و جذابيت را بيشتر کند؟ اگر گفتند که خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد، آيا يک مصداق روشنش همين نيست که از آنچه خداوند به عنوان «رنگ» آفريده و تمام زيبايي طبيعت به همين رنگ آميزي است استفاده کنيم؟ استفاده از همين تبليغات رنگي در بروشورها ميتواند در فروش اجناس مؤثر باشد. اساسا در برخي از موارد بدون استفاده از رنگ، چاپ اين قبيل گزارشها معنا و مفهوم ندارد و چه بسا باعث اخلال در تصميمگيريهاي كلان اقتصادي كشور شود.
اگر اين شعار مبناي برخورد دولت جديد است، بهتر است دست از عمل به خصوصي سازي بردارد، اصل چهل و چهار را به کناري بگذارد و براي رفع همه اين نگرانيها از اساس به ترويج فقر و ناداري بپردازد. اصلا آدم ميتواند در يک بيغوله زندگي کند. تمام بچههايش دور و برش زير يک لحاف بخوابند و يک قرص نان را با اندکي پنير ميان آنان تقسيم کرده بخورد. ديگر چه نيازي به توليد کار است. مردمي که کار ميکنند، «پول» خواهند داشت و پول داشتن، مساوي با خوب زندگي کردن است و اين خوب زندگي کردن، اگر با «عمل صالح» همراه باشد، عمل به همان دستور العمل زيباي قرآني است.
اکنون نگويند اگر سختگيري نکنيم، خواهند گفت زندگي مرفهانه و مسرفانه دارند و اگر جلوگيري کنيم، خواهند گفت رفتار سختگيرانه دارند. براي اين که پاسخ خواهيم داد مهم اعتدال و اقتصاد و پرهيز از شعارهايي است که خوشبختانه اين دولت نيازي به آنها ندارد.
بايد کوشش کرد جلوي ضررهاي ميلياردي را گرفت که چه بسا در اثر ندانمکاريها، خسارتش هزاران برابر اين قبيل بروشورهاي رنگي است.
براي ضعفا هم بايد کاري کرد که مسکن ارزان شود تا مجبور نشوند براي خريد يک واحد پنجاه متري، حقوق سي سال خدمت خود را همراه با ارث پدري سر هم کنند و عاقبت هم با قرض و بدهي بانکي سر بر بالين مرگ بگذارند.
آنچه گفته شد، از بابت اصل نصيحت به ائمه مسلمين و از سر خيرخواهي بود. اميدواريم تلقي ديگري از آن نشود.
براي دولت نهم آرزوي موفقيت داريم و براي موفقيتش دعا ميکنيم.