صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


بيانات رهبري در ديدار دولتيان

۱۰ شهريور ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۲:۵ تعداد بازديد: 83228 كد خبر: ۷۴۲۴۴

اولاً ايام مبارك شعبان و قله اعياد شعبانيه يعني نيمه شعبان را به شما برادران و خواهران عزيز كه در خدمت آرزوها و اميدهاي نيمه شعبان قرار داريد، تبريك عرض مي‏كنيم. اين تصادف هم تصادف جالب توجهي است كه اين روزها با نيمه شعبان و ولادت حضرت حجت (سلام اللَّه عليه و عجّل اللَّه تعالي له الفرج) مصادف شده است؛ چون خصوصيت نيمه شعبان و جشن ولادت حضرت بقية اللَّه (ارواحنا فداه) عبارتست از اميد و عدالت. دو نقطه برجسته‏اي كه در انتظار ما و جشن‏گيري ما براي نيمه شعبان وجود دارد، يكي مسئله اميدزايي است كه نويد اين ولادت و آينده‏اي كه بر اثر اين ولادت، دنياي بشر در انتظار آن است، خود اين اميدزاست؛ و ديگر اين‏كه در آن جهاني كه پس از آمدن آن بزرگوار شكل خواهد گرفت، برجسته‏ترين خط، خط عدالت است. شما وقتي در همه روايات و آثاري كه راجع به آن بزرگوار و راجع به آن دوران آمده نگاه مي‏كنيد، مي‏بينيد اغلب تكيه بر روي اين نيست كه مردم در آن دوران ديندار مي‏شوند - با اينكه ديندار هم مي‏شوند - بلكه تكيه بر روي اين است كه مردم در آن وقت برخوردار از عدالت مي‏شوند و قسط و عدل اقامه مي‏شود؛ اين مطلب در دعاها و زيارتهاي آن بزرگوار و روايات هست. يعني نقطه برجسته در آن آينده پر از نويد، عبارتست از عدالت؛ بشر تشنه عدالت است.

شما هم دولتي هستيد كه اين دو خصوصيت را جزو شعارها و برنامه‏هاي عملكرد خودتان قرار داده‏ايد؛ هم به مردم اميد مي‏دهيد، هم وعده عدالت مي‏دهيد. همان اميد هم به خاطر اين است كه شما پرچم عدالت را بلند كرده‏ايد و دم از عدالت مي‏زنيد. حقيقتاً هم خلأ امروز دنيا، بيش از همه چيز خلأ عدالت است. در كشور و جامعه خود ما هم بيشترين چيزي كه اين جامعه تشنه اوست، عبارت است از عدالت. وقتي ما به مشكلات، كمبودها، توقعات و انتظارات مردم و آرزوهاي بلندي كه در ذهن خود ما براي مردم هست، نگاه مي‏كنيم، مي‏بينيم تقريباً همه اينها برمي‏گردد به مسئله تأمين عدالت؛ كه اگر عدالت تأمين بشود، همه اين چيزها حل خواهد شد. شما عدالت را مطرح كرديد، خيلي خوب است. البته ممكن است در اين وادي طولاني و پرخطر و دشوار، شما بتوانيد قدمهايي را طي كنيد؛ ممكن است تا پايان راه، عمرهاي ما يا فرصتهاي خدمتگزاري كفاف ندهد؛ اما همين قدمي كه مي‏گذاريد و جهتي كه اتخاذ كرده‏ايد، بسيار باارزش و زنده‏كننده اين شعار است. بنابراين امسال، تصادف هيأت دولت و اين هفته مبارك با نيمه شعبان يك تصادف دلنشيني است و معناهايي را در ذهن انسان تداعي مي‏كند.

شهيد رجايي و شهيد باهنر هم حقيقتاً از كساني بودند كه امروز براي ما، دو نقطه براي همين مفاهيم والا و باارزش محسوب مي‏شوند؛ يعني حقيقتاً آنچه آنها را به حركت وامي‏داشت - كه ما از نزديك مي‏ديديم - عشق به عدالت و عشق به ارزشهاي انقلاب و اينها بود. جا دارد كه شما هفته دولت را به ياد آنها بزرگ و گرامي بشماريد و خودتان را به آن بزرگوارها منتسب بدانيد. ان‏شاءاللَّه يادشان گرامي باشد.

از وقتي شما مسئوليت را به‏دست گرفتيد، اين سومين باري است كه به مناسبت هفته دولت ما با شما ملاقات مي‏كنيم؛ يعني سه بار هفته دولت گذشت. اين گذشتِ سريع عمر را ببينيد كه چقدر تكان‏دهنده است! مثل همين ديروز بود كه نوبت اول هفته دولت اين دولت جديد بود و ما نشسته بوديم. آنجا هم اتفاقاً من عرض كردم كه فرصتهاي خدمت، خيلي زودگذرند. ببينيد فرصت خدمت چه زود مي‏گذرد! اين براي ما عبرت و درس است؛ از هيچ لحظه‏اي نبايد غفلت كرد و هيچ فرصتي را نبايد از دست داد. شماها بحمداللَّه اغلب جوانيد و داراي نشاط و نيروي جواني هستيد. از اين فرصت حداكثر استفاده را بكنيد؛ قواي جواني، حوصله جواني، روح ابتكار و روح جسارت و بلندپروازي‏اي كه در جوان هست را در خدمت اين اهداف عالي قرار بدهيد و خسته نشويد.
تقريباً دو سال است كه شماها مشغول خدمتيد. در اين دو سال، آنچه كه من از رفتار اين دولت تلقي كردم، اينهايي است كه عرض مي‏كنم و تصور مي‏كنم ناظران برخوردار از انصاف هم - كه اكثريت نزديك به اتفاق ملت ايران هستند - همين دريافتها و برداشتها را داشته باشند:

اولاً مسئله پايبندي به اصول و ارزشهاست كه خيلي شاخص مهمي است. دولت، هم در قول و شعار - كه مهم است - و هم در عمل، نشان مي‏دهد كه به اصول انقلاب و ارزشهاي انقلاب پايبند است. توجه كنيد به اين‏كه وقتي به همه انقلابهاي بزرگ دنيا نگاه مي‏كنيم - تحولات عظيم سياسي كه در اين قرون نوزدهم و بيستم ميلادي در دنيا اتفاق افتاده و قبل از اينها انقلاب فرانسه - مي‏بينيم اين انقلابها در مدت كوتاهي به مبادي و اصول خودشان پشت كردند و بي‏وفايي كردند! اين - بدون هيچ تحليلي - برخاسته و برگرفته از متن تاريخ است. حالا گاهي اوقات اين اصول را به زبان مي‏آوردند؛ اما همه مي‏دانستند كه اين مفاهيم تغيير كرده؛ هم در فرانسه و هم در انقلاب شوروي در مدت كوتاهي اين‏طور شد و اين مباني در قول و عمل تغيير كرد و دگرگون شد. در اين خرده انقلابهايي هم كه در اين مدت در گوشه و كنار دنيا اتفاق افتاده، بدون استثناء - يعني تا آن‏جايي كه من اطلاع دارم، حتي يك مورد استثناء براي اين پيدا نمي‏كنم - اين مباني تغيير كرده است.

اين براي انقلاب ما يك پديده معجزآسا و بي‏نظير است كه ما امروز همان شعارهايي را مي‏دهيم و همان اصول و مباني‏اي را براي خودمان برنامه عمل قرار داده‏ايم كه در اول انقلاب همانها اعلام شده بود؛ يعني در برنامه‏ريزيهاي ما و در خواست ما، هيچ تخطي‏اي از اين اصول صورت نگرفته است. اين خيلي مهم است. روشها تغيير پيدا مي‏كنند، لكن مباني و اصول باقي مي‏مانند. اين اصول اساسي باقي مانده. همه دشمني و خصومتي هم كه با انقلاب ما انجام مي‏گيرد، براي بقاء اين اصول است. شايد در مرور زمان و در دوره‏هاي مختلف، غبارهايي بر روي اين اصول نشست؛ اما امروز انسان مي‏بيند كه اين اصول از هميشه شفافتر، زنده‏تر و برجسته‏تر مطرح است؛ در زبان شما و در شعارهاي شما و در برنامه‏هايي كه اعلام مي‏كنيد، اينها مطرح مي‏شود و شماها چون مسئول هستيد، آنچه كه مي‏گوييد، در مقام حرف باقي نمي‏ماند و يك خط و شيار و عمقي را در جامعه به‏وجود مي‏آورد؛ اين طبيعت مسئوليت است. البته در بين‏الهلالين عرض بكنيم كه به همين علت، مسئوليت حرف‏زدنهاي شما هم بالا مي‏رود و اين‏طور نيست كه حرفي كه مي‏گوييم، مثل خطي كه روي آب مي‏كشيم برطرف بشود؛ نه، حرفي كه مي‏زنيد، در واقعيتها و در ذهنيتهاي جامعه، تأثيرات ماندگاري دارد؛ حالا كوتاه يا بلند. پس شعارهاي شما، فضاي اصولگرايي و فضاي ارزشهاي انقلابي و فضاي وفاداري به مباني امام و انقلاب را بر جامعه حاكم كرده است؛ اين خيلي چيز باارزشي است. اولين و مهمترين شاخصه دولت شما اين است.

دوم، همين پايبندي به عدالت است كه عرض كرديم. ممكن است شماها نتوانسته باشيد - يا تا آخر هم نتوانيد - همه آنچه را كه در مورد عدالت مي‏بايد انجام داد، انجام بدهيد؛ لكن نفس رويكرد شما به عدالت، چيز بسيار باارزشي است و هر مقداري كه مي‏توانيد بايستي حركت كنيد كه:
به راه باديه رفتن به از نشستن باطل‏ كه گر مراد نجويم به‏قدر وسع بكوشم‏
بهتر از اين است كه انسان اصلاً دم از عدالت نزند، عدالت را فراموش كند، عدالت را در لابه‏لاي مفاهيم ديگري مخفي و گم كند و از ذهن و چشم انسان دور بشود. اينها جايز نيست. وقتي عدالت رو آمد و به عنوان يك معيار و شاخص اصلي مورد توجه قرار گرفت، به‏طور قهري در برنامه‏ها هم خواهد آمد. پايبندي به عدالت هم، شاخصه بعدي است.
پايبندي به خدمت هم يكي از شاخصه‏هاي اين دولت است كه قابل ارج‏گزاري و ذكر است.
پركاري اين دولت هم انصافاً چيز برجسته‏اي است؛ حتي بعضيهايي كه مخالف هم هستند، اين را نمي‏توانند انكار كنند؛ يعني بي‏انصافيها هرچه هم زياد باشد، نمي‏تواند بر اين حقيقت غلبه پيدا كند كه دولت شما انصافاً دولت پركاري است و تلاشتان و كارتان و تحركتان خيلي زياد است. اين بسيار جاي خرسندي دارد.

خصوصيت ديگر، شجاعت اين دولت و قاطعيت اوست. اين كار بزرگي كه شما براي سهميه‏بندي بنزين انجام داديد كه يك قدم اولي است تا يارانه‏ها هدفدار و هدفمند شده و به آن سرمنزل خود هدايت و مصرف بشوند - البته من مي‏بينم در برخي از گوشه‏كنارهاي دولت، خودشان هم گاهي به عظمت اين كار توجه ندارند؛ خيلي كار بزرگي انجام گرفته كه ان‏شاءاللَّه اگر يادم ماند، بعد ممكن است اشاره كنم كه اين كار بايستي تا آن منزل آخر پيش برود و نبايد در اين كار هيچ توقفي و اختلالي ايجاد كرد - يا بقيه اقدامهايي كه شده، حاكي از شجاعت و قاطعيت اين دولت است.
از جمله خصوصيات ديگري كه من يادداشت كرده‏ام در اين‏جا بگويم، مسئله روحيه تحول‏گرايي و نوآوري و اصلاح است. همين‏طور كه الان آقاي رئيس‏جمهور گزارش دادند، تغييراتي كه در ساخت عمومي تشكيلات دستگاه و دولت داده مي‏شود، خيلي كارهاي اساسي‏اي است. اصلاح هم واقعاً همينهاست كه انسان بيايد و در جهت صلاح، بخشهاي مختلف را نگاه كند و ساختها را به‏طور اساسي تغيير بدهد و دگرگون كند.

يك خصوصيت ديگر هم كه باز جاي ذكر دارد، اين است كه اين دولت در برابر زياده‏خواهي‌هاي استكبار، دچار انفعال نشد؛ اين به‏نظر من خيلي مهم است كه در تعامل با دنيا، انسان جاي خودش را بداند، خواست خودش را بداند، نيرو و قدرت خودش را بداند و بداند كه بايد چه‏كار كند. امروز دنيا يك ميدان بي دردسر آرامِ بي‏رقيبي نيست كه انسان بگويد: خب، ما هم منافعي داريم، دنبال منافعمان آرام آرام راه مي‏افتيم و مي‏رويم! نه، دنيا اين‏طور نيست. البته هميشه همينجور بوده؛ امروز با ارتباطات نزديكي كه بين افراد بشر هست، اين تشديد شده. دنيا جاي تعارض، جاي كارشكني و جاي تعرض زورمندهاست به كساني كه زور ندارند يا كم زور دارند؛ به معناي واقعي، يك قانون جنگل در فضاي سياسي دنيا حاكم است. اين كارهايي كه الان دولتهاي مستكبر و در رأسشان امريكا انجام مي‏دهند، منطق عقلائي و عقلاني و سياسي و بين‏الملل‏پسند دنبالش نيست؛ منطق زور دنبالش است. مي‏گويد: چون مي‏توانيم، پس مي‏كنيم! منطق، منطق زور است. در يك چنين دنيايي اگر انسان تسليم شد و از خودش وادادگي نشان داد و بر سر مواضعش ايستادگي نكرد و از توان خودش در مقابله و مواجهه استفاده نكرد، قطعاً ضرر خواهد ديد. در چنين دنيايي كسي رحم به كسي نمي‏كند! اين ايستادگي در مقابل زياده‏خواهي استكبار و احساس عزتي كه در اين ميدان مي‏شود، به‏نظر من يكي از خصوصيات اين دولت است. اينها خصوصياتي است كه بحمداللَّه هست.

در رساندن خدمت به افراد محروم جامعه و عدالت، به اعتقاد اين مسئله سفرهاي استاني خيلي مهم است. اين كاري كه آقايان بر دوش گرفتيد و راه افتاديد و رفتيد و همه‏جاي كشور را زير پا گذاشتيد و با مردم تماس گرفتيد و از نزديك درد دلهاي مردم را - كه از زبان مسئولينشان، ائمه جمعه‏شان و افراد شاخصشان گفته مي‏شود - شنيديد، خيلي به‏نظر من خوب است. بنده خودم سال‌هاست در مسائل اجرائي و غير اجرائي اين كشور هستم؛ اما وقتي به يك منطقه‏اي مسافرت مي‏كنم و برمي‏گردم، معلومات من نسبت به آن منطقه چند برابر معلوماتي مي‏شود كه انسان از روي كاغذ و در گزارشها و به‏طور كلي مي‏بيند. رفتن به سفر و مواجه شدن با واقعيتهاي زندگي مردم، خيلي چيز مهمي است. چطور ممكن است كسي اين را انكار كند يا درباره‏اش ترديد كند يا در فائده و سود او تشكيك كند؟ اين خيلي كار مهمي است. اين كار را شماها داريد انجام مي‏دهيد. البته زحمت هم دارد؛ زحمتش را هم قبول مي‏كنيد.

بحمداللَّه شما اين موفقيت‌ها را داشته‏ايد. حالا وظيفه‏تان در قبال اين موفقيت‌ها چيست؟ وظيفه‏تان شكر است؛ شكر خداست. مبادا كسي از شما - چه آقاي رئيس‏جمهور، چه يكايك حضرات - تصور كنند كه اينها را شما بوديد كه انجام داديد. نه، خداي متعال بود كه به شما اين توفيق را داد. هركاري كه شما كرديد به توفيق الهي بود، با قوّتي بود كه خدا به شما داده بود، با شوقي بود كه خدا در دلتان گذاشته بود، با فرصتي بود كه خدا براي خدمتگزاري به شما داده بود. مبادا غرور ما را بگيرد؛ كه يكي از بزرگترين لغزشگاهها غرور است؛ كه انسان بگويد منم كه اين كارها را كرده‏ام و منم كه اين چيزها به ذهنم رسيد. انسان وقتي به عملكردهاي خودش نگاه مي‏كند و به تجربه و در طول زمان لغزشهاي خودش را، اشتباهات خودش را و ساده‏نگريهاي خودش را در مي‏يابد، آن وقت مي‏فهمد كه آن‏جايي كه موفقيتي بدست آمد، آن موفقيت كار چه كسي بود؛ والّا اگر قرار بود ما خودمان باشيم، همه‏اش همين لغزشها و بي‏توفيقيها و اينها بود! البته انسان لغزشها و اشتباهات خودش را خيلي زود نمي‏فهمد؛ به‏مرور مي‏فهمد. من امروز كه به عملكردِ ده سال پيش و پانزده سال پيش خودم نگاه مي‏كنم، اشكالاتي را در آن مشاهده مي‏كنم كه آن روز هيچ نمي‏فهميدم؛ امروز مي‏فهمم. انسان به مرور اشتباهات خودش را درك مي‏كند؛ زود درك نمي‏كند. آن اشتباهات به ما درس مي‏دهد كه اگر يك‏جايي، موفقيتي هم از ما ديده شد و كار خوب و درستي هم اگر از ما سر زد، اين جز به توفيق الهي و به كمك الهي نبوده. بنابراين در چاله غرور نيفتيد كه بيرون آمدن از اين چاله خيلي دشوار است و كمك الهي را لازم دارد. ضمناً به آنچه كه شده هم بسنده نكنيد؛ البته سفارشهايي هم داريم كه عرض مي‏كنيم:

سفارش اول ما مسئله «سند چشم‏انداز» است. در گزارش آقاي رئيس‏جمهور يك جمله كوتاهي گفته شد و اسم سند چشم‏انداز آمد؛ لكن اين كافي نيست. سند چشم‏انداز، يك مسئله فرادولتي است؛ مال اين دولت و آن دولت و اين سياست و آن سياست و اين جريان و آن جريان نيست؛ محصول يك كار فشرده و متراكم است؛ كارِ كارشناسي شده است؛ و درست هم هست. اين سند، در واقع برنامه كلان بيست‏ساله ماست و يك سند به معناي حقيقي كلمه است. آنچه كه در اين سند گفته شده، تعارف نشده. بايد در همه برنامه‏ريزيها - چه در قانون‏گذاري كه قانون‏گذارها مسئولش هستند، چه در اجرا و مقررات اجرائي كه شماها مسئولش هستيد - سند چشم‏انداز را مورد ملاحظه قرار بدهيد؛ بسنجيد و ببينيد كجاها در جهت سند چشم‏انداز نيست، آن‏جا را تصحيح كنيد و نگذاريد زاويه بخورد. اين فقط مسئوليت رئيس‏جمهور نيست - اگرچه رئيس‏جمهور، بيشترين مسئوليت را در اين زمينه دارد - بلكه مسئوليت يكايك شما آقاياني است كه در رأس دستگاه‌هاي اجرائي قرار داريد. يعني واقعاً سند چشم‏انداز را بعنوان يك ميثاق، مبناي عمل قرار بدهيد. اين يك نكته و سفارش مؤكد من است.

سفارش دوم مسئله تقويت كارشناسي است. من حرفهايي را كه مخالفان شما و منتقدان باانصاف و بي‏انصاف شما در زمينه كارشناسي نشده بودنِ كارهاي دولت ذكر مي‏كنند، هيچ جدي نمي‏گيرم و آنها ملاك قضاوت من نيست؛ چون مي‏بينم كه يك جاهائي كارهاي كارشناسي بسيار خوبي هم انجام مي‏گيرد؛ اما مي‏خواهم تأكيد كنم بر اين‏كه كار كارشناسي را حقيقتاً جدي بگيريد؛ بخصوص در كارهاي مبنايي و بنياني، مثل مسئله برنامه‏ريزي و بودجه‏نويسي، يا مسئله شوراها و امثال اينها؛ اينها كارهاي بنياني و ماندگار است؛ يعني بايد بماند. اگر كارِ كارشناسي عميقِ دقيقِ همه‏جانبه متبحرانه‏اي انجام گرفت، اين كار ماندگار خواهد شد؛ والّا اگر چنانچه گوشه كارشناسي‏اش سائيده بود، زحمات شما به هدر خواهد رفت. اولاً خود شماها ممكن است در آينده به اشتباهاتي كه اتفاق مي‏افتد، واقف بشويد و بعضي اشتباهات ديگر قابل جبران نيست؛ ديگر اينكه كساني كه بعد از شما مي‏آيند و آيندگان - شما كه فقط براي همين دوره دولت خودتان اين كارها را انجام نمي‏دهيد، شما مي‏خواهيد اين كارها در ساختار تشكيلاتي دستگاه كشور باقي بماند - آنها را جدي نخواهند گرفت؛ بر خلافِ آن‏وقتي كه كار كارشناسي دقيق شده باشد. بالاخره در پايه‏ها، كوچكترين اشتباه در محاسبه، خطرات بزرگ درست مي‏كند. فونداسيون يك ساختمان با ديواري كه بين دو اتاق كشيده مي‏شود، فرق مي‏كند؛ آن‏جا محاسبات بايد خيلي دقيق و كارشناسي باشد تا بنا باقي بماند و دچار مشكل نشود. اين هم يك مسئله است.

البته در اين كار كارشناسي، مسئله تعامل با نخبگان هم - كه من مكرراً هم به شماها گفته‏ام و هم با آقاي رئيس‏جمهور مكرر صحبت شده - مطرح مي‏شود؛ يعني از نخبگان استفاده كنيد. نخبگان كشور زيادند و در اين جمع و جمعهاي مرتبط با اين جمع هم منحصر نمي‏شوند.ما انصافاً آدمهاي نخبه در كشور كم نداريم؛ در دانشگاهها هستند، در محيطهاي كاري و تحقيقاتي هستند. گاهي كه انسان با افراد نخبه برخورد مي‏كند، مي‏فهمد كه همه هم آماده و مشتاقند و دلشان مي‏خواهد كمك كنند؛ جويا و خواهان اينها باشيد. البته اين بايد در عمل نشان داده بشود تا نخبگان بيايند و خودشان را عرضه كنند كه يك مسئله مهمي است.

يك سفارش ديگر من مسئله تعامل با ديگر قواست. خوشبختانه امروز روابط قوه مجريه با قوه مقننه و قوه قضائيه روابط خوبي است؛ لكن در بدنه بايد اين تعامل تقويت بشود؛ يعني كوشش بشود كه تعامل منطقي و صحيح برقرار شود. البته من هيچ عقيده ندارم كه مجلس در رابطه با دولت، از وظايف خودش صرف‏نظر كند؛ نه، مجلس بايد به وظايفي كه نسبت به دولت دارد، سخت‏گيرانه، منتها خيرخواهانه، عمل كند. دولت هم مطلقاً از اختيارات خودش نبايد عدول بكند و بايد از اختياراتي كه قانون و قانون اساسي به او داده، حداكثر استفاده را در قبال ساير قوا بكند. اما روح تعامل، روح توافق و سازگاري بايد بر هر سه دستگاه حاكم باشد.

نكته ديگري كه مي‏خواهم سفارش بكنم، مسئله اطلاع‏رساني است كه آن روز هم در اجتماع كارگزاران دولتي(1) گفتم؛ واقعاً اطلاع‏رساني را قوي كنيد؛ رسانه‏هاي مناسب را تغذيه كنيد؛ رسانه ملي هم بايد در مورد دولت كار فعالانه بكند. البته كار اطلاع‏رساني، كارِ ظريفي است؛ اين‏طور نيست كه يك نفر مقابل دوربين بنشيند و خطاب به مردم بگويد كه ما اين كار را كرديم، آن كار را كرديم؛ مردم هم وقتي شنيدند، كاملاً همه قبول كنند و باور كنند كه بله، اين كارها شده! اصلاً اطلاع‏رساني اين‏گونه نيست. اطلاع‏رساني يك كار هنرمندانه است. خوراك و مايه اصلي‏اش را به رسانه ملي بدهيد، رسانه ملي هم كار كند؛ به‏طور هنرمندانه اطلاع‏رساني كنيد تا مردم تا عمق جانشان قبول كنند. الان هم خيلي از كارهاي شما را مردم نمي‏دانند؛ يعني از كارهاي بزرگ و كارهاي ملي اطلاع پيدا نمي‏كنند، چه برسد به كارهاي بخشي و استاني، چه برسد به كارهاي ساختاري! اين كارهاي ساختاري‏اي كه جزو خدمات مهم شماهاست و به آنها افتخار هم مي‏كنيد و جا هم دارد، مردم اصلاً به آنها توجه پيدا نمي‏كنند. اينها را بايد تفهيم كرد و براي مردم بيان كرد. اين كار براي مردم هم اميدزاست، هم روشنگر است، هم كمك و حمايت مردم را به دنبال دارد، و هم روشنگر در مقابل انتقادهاست.

البته اين را هم بگويم: از انتقاد هم اصلاً عصباني نشويد. بعضي از انتقادكن‏هاي از دولت، هدفشان اين است كه شما را عصباني كنند، خسته كنند و از جا در ببرند؛ اصلاً انتقاد با اين هدف انجام مي‏گيرد. يا عيبجويي‏هاي بيخود؛ ديده‏ايد گاهي يك خبري را تيتر مي‏كنند، بزرگ مي‏كنند؛ فردا، پس‏فردايش معلوم مي‏شود اصلاً دروغ است و اصل ندارد! اينها هم كارهايي است كه بعضيها انجام مي‏دهند. مطلقاً حالت عصبانيت و بي‏تابي نبايد به شما دست بدهد. بعد هم شما از همان انتقاد - ولو غيرخيرخواهانه باشد - استقبال كنيد؛ چون گاهي در انتقادهاي خصمانه هم حقايقي وجود دارد كه انتقاد كننده از روي خيرخواهي نمي‏گويد، اما انتقادش واقعي است؛ چه برسد آن كساني كه از روي خيرخواهي از شما انتقاد مي‏كنند. اصلاً هيچ نرنجيد و از انتقاد استقبال كنيد.

نكته بعدي كه مي‏خواهم سفارش كنم، اين است كه از بخش فرهنگ رفع مظلوميت كنيد. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومي است. الان در گزارش آقاي رئيس‏جمهور، اصلاً اسمي از فرهنگ نيامد؛ يا در اولويت‏بنديها اين اولويت فداي اولويتهاي ديگر شد و آنها تقدم پيدا كرد كه در كوتاهي وقت، بيان بشود! اين مظلوميت است ديگر. واقعاً مسئله فرهنگ را دست كم نگيريد. خيلي از مشكلات جامعه ما با فرهنگ‏سازي حل مي‏شود. توجه بكنيد كه امروز، عمده‏قواي دشمنان ما در جبهه فرهنگي دارد كار مي‏كند. اين جنگهاي رواني، اين فعاليتهاي فرهنگي، اين بودجه‏هاي پنهان و آشكاري كه براي منحرف كردن ذهنها مي‏گذارند، همه‏اش مربوط به مسئله فرهنگ است. فرهنگ مثل هواست كه انسان وقتي‏كه اين هوا را استنشاق كرد، با هوايي كه استنشاق كرده و با آن جاني كه گرفته، مي‏تواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقيه كارها همه برخاسته از آن‏چيزي است كه شما استنشاق كرده‏ايد. اگر چنانچه يك جايي، هواي مسمومي تزريق بشود، نتيجه‏اي كه در اندامها ديده خواهد شد تابع آن مسموميتي است كه در اين هواست. اگر فضا را با دود يا مخدري تخدير كنند، وقتي شما آن را استنشاق كرديد، رفتار شما متناسب با آن چيزي خواهد شد كه استنشاق كرده‏ايد؛ فرهنگ يك چنين حالتي دارد. فرهنگ را دست كم نگيريد؛ خيلي مهم است. بنابراين صرف وقت كنيد و در بودجه هم برايش پول و فصول قابل توجهي بگذاريد تا جهتِ ارزشي به فرهنگ بدهيد. از جمله كارهايي كه مسئولين فرهنگي دولت خيلي بايد به آن بپردازند و واقعاً يك دقيقه را در آن فروگذار نكنند، اين است كه به فرهنگ عمومي جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگي، جهت ارزشي بدهند. چون تلاش زيادي شده تا جريانهاي فرهنگي و عاملهاي فرهنگي - هنر و ادبيات و شعر و سينما و بقيه - در جهت غير ارزشي حركت كنند و راه بيفتند. شما بايد كمك كنيد و همه تلاشتان را بكنيد كه به تحركات فرهنگي كشور در جهت ارزشي جهت بدهيد.

به همين مناسبت و در همين جهت، من به مسئله علم و تحقيقات بپردازم. خيلي بايد به مسئله نهضت علمي در كشور اهميت داد؛ بايد آن را جدي گرفت. من عرض بكنم: هيچ كشوري - از جمله كشور ما نخواهد توانست به آرزوهاي ملي و بزرگ خود دست پيدا كند، مگر آن‏وقتي كه در مسابقه علمي بتواند يك جايگاه و رتبه‏اي پيدا كند. عقب‏ماندگي علمي، حتماً عقب‏ماندگي سياسي، اقتصادي و فرهنگي را به‏دنبال خود دارد. اين وحشي‏هايي كه امروز دنيا را در قبضه خودشان گرفته‏اند و حقيقتاً بويي از انسانيت و معنويت نبرده‏اند، به بركت علم است كه توانسته‏اند اين تسلط را پيدا كنند؛ علم را ياد گرفتند. من مكرر گفته‏ام: مثل يك آدم چاقوكشي كه عاقل است؛ قداره‏بند و چاقوكش است؛ مي‏رود يك علمي را ياد مي‏گيرد و به بركت اين علم، همان چاقوكشي را هم از دست نمي‏دهد! اينها همين‏طورند. آدم مي‏بيند، اينها حقيقتاً چاقوكش‏هاي دنيايند؛ اين مستكبرين، قداره‏بندها و عربده‏كش‏هاي دنيايند؛ منتها به علم مجهزند. حالا شما خيلي نجيب، خيلي متدين، خيلي شريف، خيلي اصيل، خيلي خانواده‏دار؛ او بي اصل و نسب، بي‏ريشه، بي‏خانواده؛ اما او مجهز است، شما مجهز نيستيد؛ شما بي‏سواديد، او باسواد است؛ مي‏آيد بر شما تسلط پيدا مي‏كند؛ بروبرگرد ندارد.

خودتان را عالم كنيد. كشورتان و ملتتان را در قافله علم جلو ببريد. ما در اين زمينه عقب‏ماندگي داريم. لعنت خدا بر آن كساني كه در هنگام خود، اولويت علم و تحقيق را در اين كشور نفهميدند و كشور را عقب نگه داشتند؛ بعد هم ديگر آن همتهاي والا در اين كشور ديده نشد كه بتواند عقب‏ماندگي را جبران بكند. حالا انقلاب شد؛ انقلاب بكلي ورق را برگرداند و مسير را عوض كرد. ما مي‏توانيم اين عقب‏ماندگي را جبران كنيم. البته اگر بخواهيم عيناً همان خطي را كه ديگران رفتند دنبال بكنيم، دائماً و تا ابدالدهر از آنها عقب خواهيم ماند. راههاي ميانبر وجود دارد. آفرينشِ الهي راههاي تو در توي عجيب و غريبي دارد؛ آنها را بايد كشف كرد. همه اين پيشرفتهاي علمي، كشف راههاي ميانبر است. اينقدر راههاي ميانبر وجود دارد كه اگر شما آنها را پيدا كرديد و كشف كرديد و پيش رفتيد، خواهيد توانست ناگهان خودتان را در آن منزل مقدم اين مسابقه بيابيد و پيدا كنيد. البته پيدا كردن راه ميانبر بدون داشتن مقدمات علمي، امكان‏پذير نيست. مقدمات علمي را بايد گذراند و مردم را بايد عالم و دانشمند كرد؛ منتها كار تحقيق را بايد جدي گرفت. پس مسئله نهضت علمي و جهش علمي، مهم است.
بودجه تحقيقات هم حقيقتاً يكي از آن نقاط ضعف ماست. من گاهي كه با دانشگاهيها و اساتيد و مسئولين بخشهاي علمي كشور مواجه مي‏شوم، اين مسئله بودجه تحقيقات را مطرح مي‏كنند. سه، چهار سال است كه مرتب به ما گفته‏اند بناست به سه درصد بودجه برسد؛ اما حالا مثلاً با شش دهم درصد يا هفت دهم درصد داريم پيش مي‏رويم و كار مي‏كنيم! واقعاً خيلي كم است. همه‏اش وعده مي‏دهند آقا بهتر خواهد شد و نمي‏دانم چه خواهد شد؛ اثري هم ديده نمي‏شود. بودجه تحقيقات را حقيقتاً زياد كنيد؛ به جاهاي ديگر فشار بياوريد، ولي اين را پيش ببريد. اين معاونت علمي و تحقيقي‏اي كه بحمداللَّه اخيراً در رياست‏جمهوري تشكيل شد، اين از آن كارهاي بسيار مهم است - يكي از كارهاي ساختاري همين است - به آنها ميدان بدهيد، راه را باز كنيد، كمك كنيد و از آنها مطالبه كنيد و بخواهيد؛ آنها مي‏توانند اين كارها را پيش ببرند. يكي هم اين مسئله است.

يك مسئله هم مسئله سياست‌هاي اصل 44 است كه حالا به‏طور موردي من اين را عرض مي‏كنم؛ سياست‌هاي اصل 44 خيلي مهم است. لايحه‏اي كه به مجلس داده شد، نواقصي داشت؛ در مجلس هم بعضي از نواقص آن را برطرف كردند؛ من مي‏خواهم توصيه كنم به گونه‏اي رفتار شود كه اين لايحه با اهداف ذكر شده در اين سياست‌ها تطبيق كند؛ يعني حقيقتاً اين خط غلطي كه در سالهايي از اوائل انقلاب به ناحق در امر اقتصاد كشيده شده و همينطور هم ادامه پيدا كرده، اين خط را كور كنيد و به خط درست برويد! اين با مسئله عدالت‏خواهي و آن چيزي كه ما در سياست‌هاي اصل 44 ذكر كرديم، هيچ منافاتي هم ندارد؛ يعني مسئله عدالت‏خواهي را حتماً در نظر بگيريد؛ منتها اقتصاد كشور بايد شكوفا بشود؛ نيروهاي مردمي بايد به ميدان اقتصاد بيايند و كار كنند؛ اين هم با حرف و گفتن عملي نمي‏شود، عمل و اقدام لازم دارد و بايد حس بشود.

حالا بحث سرمايه‏گذاري مطرح مي‏شود؛ يك وقتي اين‏جا - چند سال قبل از اين - يك جلسه مفصلي از مسئولان‌ بخشهاي مختلف اقتصادي برگزار شد؛ يكي از آقايان حرف خوبي زد؛ گفت: ما به خارجيها مي‏گوييم بيايند اين‏جا سرمايه‏گذاري كنند! خب خارجيها نگاه مي‏كنند ببينند سرمايه‏گذارهاي داخلي ما در داخل كشور سرمايه‏گذاري مي‏كنند يا نه؟! اين ويترين ماست؛ اگر ديدند كساني در داخل كه قدرت سرمايه‏گذاري دارند، در داخل كشور با خيال راحت سرمايه‏گذاري مي‏كنند، آن وقت آنها هم تشويق مي‏شوند و مي‏آيند؛ اما وقتي ببينند اينها خودشان اين‏جا سرمايه‏گذاري نمي‏كنند، خيلي مشكل است كه سرمايه‏گذار خارجي را انسان قانع كند كه بيا اينجا سرمايه‏گذاري كن تا ما از آن سرمايه‏گذاري تو استفاده كنيم! اينها همه‏اش در سياست‌هاي اصل 44 مورد توجه قرار گرفته است.

يك مسئله هم كه باز يك مسئله موردي است كه مي‏خواهم عرض بكنم، مسئله اين گرانيهاست؛ اين را واقعاً فكري برايش بكنيد. گرانيها - بخصوص در مسئله مسكن و برخي از كالاها - واقعاً وجود دارد و به مردم فشار مي‏آورد. البته حل مسئله گراني، يك كار ريشه‏اي است. بديهي است كه مهار تورم، يك كار علمي، ريشه‏اي و بنياني است كه مقدمات و اصولي دارد و تا آن اصول انجام نگيرد، خواهد بود؛ منتها كارهاي ضربتي هم بايد انجام داد. بالاخره نمي‏شود نشست تا اين كارهاي بنياني، يك روزي به نتيجه برسد؛ نه، واقعاً يك فكري بكنيد؛ كاري بكنيد. حالا من نمي‏خواهم در آن زمينه كه چه كار خواهيد كرد، پيشنهاد كنم. البته اين را هم بگوييم كه در گراني، هم عوامل واقعي و هم عوامل كاذب و رواني دخالت دارند؛ گاهي يك كلمه حرف و يك تصميم نادرست و نسنجيده، ناگهان اين موج گراني را تحريك مي‏كند و تورم را در بخشهاي مختلف بالا مي‏برد و انتظاراتي را به وجود مي‏آورد كه اميدواريم ان‏شاءاللَّه اين را هم بتوانند آقايان دنبال كنند.

به خدا توكل كنيد. از خداي متعال توفيق بخواهيد. رابطه‏تان را روز به روز با معنويت و خداي متعال تقويت كنيد. مبادا اشتغالات كاري، شما را از ذكر و توجه و پرداختن به معنويات باز بدارد! يعني يكي از خطرها اين است كه در عمل‏زدگي غرق بشويم و از آن ارتباط قلبي خودمان غافل بمانيم. آن چيزي كه پشتوانه نشاط و شور و شوق و تحرك و توفيق ماست، كمك الهي است. كمك الهي را بايد به معناي واقعي كلمه از خدا خواست و از خدا طلب كرد. هم بايد نعمت الهي را - نعمت اين مسئوليت و اين توفيق خدمتي كه به شما داده - شكر كرد و هم اين‏كه ازدياد و دوام و استمرار آن را از خداي متعال طلب كرد و خواست. لذا اين احتياج دارد به توجه؛ اين ايام ماه شعبان را مغتنم بشماريد. در اين صلوات شريف ظهرها مي‏خوانيد: «الّذي كان رسول‏اللَّه - صلّي اللَّه عليه و اله - يدأب في صيامه و قيامه في لياليه و ايّامه بخوعا لك في اكرامه و اعظامه الي محلّ حمامه»؛ يعني پيغمبر تا لحظه مرگ هم ماه شعبان و روزها و شبهاي شعبان را گرامي مي‏داشتند و همه شعبانها در زندگي آن بزرگوار اين‏طور بود؛ كه بعد در همين صلوات مي‏خوانيد: «اللّهم فأعنّا علي الاستنان بسنّته فيه و نيل الشّفاعة لديه»؛ سنت اين بزرگوار را در اين ماه ان‏شاءاللَّه ادامه بدهيد؛ توجه، دعا، ذكر و آماده شدن براي ورود در ماه مبارك رمضان.

اميدواريم كه خداوند متعال به شماها توفيق بدهد و اجر امام بزرگوار ما را از اين خدماتي كه شماها مي‏كنيد و زحماتي كه مي‏كشيد - كه پيش خداي متعال اجر دارد - ان‏شاءاللَّه افزايش بدهد و روح مطهر شهدا را از شما و ما راضي كند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏


نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :