صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


از نظر منتقدان غربي، او متهم به ارتكاب گناهان ديپلماتيك زيادي است... پس از افشاي توافق با ايران، «واشنگتن‌پست» البرادعي را قانونگذاري شرور خوانده كه باعث شد آيدا، همسر البرادعي به دفاع از او برخيزد. آيدا به تازگي در گفت‌وگويي در آپارتمانشان كه پوشيده با فرش‌هاي ايراني و جوايز و تقديرنامه‌‌هاي متعدد همسرش بود، شوهرش را مردي آرام و بسيار ساكت و خجالتي خواند.

۲۷ شهريور ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۱:۱۳ تعداد بازديد: 97156 كد خبر: ۷۵۳۲۵

روزنامه آمريکايي «هرالد تريبون»، با نگاهي مثبت به عملکرد کنوني محمد البرادعي، مديرکل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، با اشاره به مشکل غرب و ايران در تعامل با يکديگر، البرادعي را در آن واحد تنها نقطه اميد هر دو سوي جدال بر سر برنامه هسته‌اي ايران دانست.

به گزارش سرويس بين‌المللي «بازتاب»، اين روزنامه با اشاره به نکاتي از زندگي خصوصي برادعي نوشت: در اواخر آگوست، محمد البرادعي آخرين گام‌هاي پرونده اتمي ايران را به طور نهايي و با توافق پنهاني با ايران برداشت.

اين اقدام مي‌تواند يكي از بزرگ‌ترين ريسك‌هاي زندگي وي در دوران ده ساله تصدي پست دبيركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي باشد. ايران در ازاي دريافت امتيازاتي، قانع به شفاف‌سازي درباره فعاليت‌هاي اتمي گذشته خود شده است و البرادعي بدون هيچ‌ پيش‌زمينه‌اي اين خبر را اعلام كرد.

روز بعد، ديپلمات‌هاي انگليسي، فرانسوي، آلماني و آمريكايي، خود را به دفتر او در آسمانخراشي در وين رساندند تا اعتراض خود را اعلام كنند. آنان بر اين باور بودند كه اين كار، پشت پايي به استراتژي سازمان ملل مبني بر اين است كه «بايد ايران را تنبيه كرد، نه اين‌كه به او جايزه داد». اما حقوقدان مصري، البرادعي، مؤدب و ثابت‌قدم بود. او پرسيد: «وقتي ايران مي‌خواهد به پرسش‌ها پاسخ دهد، شما انتظار داريد من به آنان بگويم اين كار جايز نيست؟» و سپس با بروز يكي از جوانب برجسته شخصيتش، منتقدانش را از اتاق بيرون كرد.

حدود پنج سال پس از اين‌كه وي درباره عراق در برابر دولت بوش ايستاد و سپس برنده جايزه نوبل شد، البرادعي هم‌اكنون خود را در مركز يك تقابل ديگر غرب، اين بار با ايران مي‌بيند.

از نظر منتقدان غربي، او متهم به ارتكاب گناهان ديپلماتيك زيادي است؛ از جمله جانبداري از ايران، بي‌پروايي و مهم‌تر از همه فراتر رفتن از چهارچوب‌هاي مورد نظر براي وي از ديد غربي‌ها در سال گذشته. همچنين پيش از اعلام تصميم در مورد ايران، دولت‌هاي غربي، چندين بار به خاطر موضع وي در قبال ايران به طور رسمي به او اعتراض كردند.

حتي برخي از كارمندان خود او هم به گفته ديپلمات‌ها، صبرشان لبريز شده و از او به خاطر اين‌گونه همدردي با ايران سؤال كرده بودند.
اما ايراني‌ها خودشان هم چندان با او هماهنگ نبودند و چند بار از ورود بازرسانش جلوگيري كردند.

«لي هميلتون» از سناتورهاي دمكرات سابق، بااحترام به توانايي‌هاي روابط بين‌المللي او مي‌گويد: «او مردي است در مركز همه چيز. ايران و آمريكا بي‌اعتمادي عميقي نسبت به هم دارند كه اين امر، ميانجيگري را سخت كرده است».

اما در حالي كه سخت‌ترين منتقدان البرادعي، او را سرمست كسب جايزه نوبل مي‌دانند، نكته‌‌اي كه او را در مركز همه چيز نگه مي‌دارد، اين است كه او بهترين اميد همه طرفين است.

او با توجه به زير سؤال رفتن اعتبار آمريكا و عقيم ماندن ديپلماسي اروپا با ايران، مهم‌تر شده و بهترين منبع اطلاعاتي غربي‌‌ها درباره پيشرفت برنامه اتمي ايران است.

حتي ايراني‌ها هم به او نياز دارند، چراكه مانورهاي او اميد به پايان زنجيره تحريم‌ها عليه ايران را ايجاد كرده است.
اين مرد 65 ساله نقش صلح‌آميز را در صحنه جهاني به خود گرفته است. او مدافعان جنگ با ايران را ديوانه مي‌خواند. منتقدانش مي‌گويند، حمايت وي از ايران باعث خواهد شد تا ايران زمان لازم را براي دستيابي به بمب اتم به دست آورد. در اين زمينه، مدافعانش سابقه او در مورد برنامه اتمي عراق را مطرح مي‌كنند كه اعلام كرده بود عراق سلاح اتمي ندارد.

«توماس فرانك»، استاد حقوق بين‌الملل دانشكده حقوق دانشگاه نيويورك كه سال‌ها استاد البرادعي نيز بوده، مي‌گويد: «اگر ما به سخنان او گوش داده بوديم، مي‌توانستيم از يك جنگ فاجعه‌آميز جلوگيري كنيم».

پس از افشاي توافق با ايران، «واشنگتن‌پست» در مقاله‌اي، البرادعي را قانونگذاري شرور خوانده كه باعث شد آيدا، همسر البرادعي و نزديك‌ترين مشاور سياسي او به دفاع از همسرش برخيزد.

آيدا به تازگي در گفت‌وگويي در آپارتمانشان كه پوشيده با فرش‌هاي ايراني و جوايز و تقديرنامه‌‌هاي متعدد همسرش بود، شوهرش را مردي آرام و بسيار ساكت و خجالتي خواند.

وي بزرگ‌ترين فرزند يك خانواده پنج فرزنده از طبقه متوسط مردم قاهره بود. وي دايه‌اي فرانسوي داشت و در مدرسه‌اي خصوصي بزرگ شد و در نوزده سالگي قهرمان اسكواش جوانان شد. پدر او رئيس كانون وكلاي مصر بود. او نيز حقوق خواند و پس از فارغ‌التحصيلي، در نيويورك به خدمت مشغول شد. زندگي در سال‌هاي آخر دهه 1960 و سال‌هاي اول دهه 1970 در نيويورك تأثير بسياري در او داشت تا جايي كه هم‌اكنون احساس نزديكي بيشتري در نيويورك دارد تا قاهره و انگليسي را روان‌تر از عربي صحبت مي‌كند. وي پس از گرفتن دكتراي حقوق بين‌الملل از دانشگاه نيويورك، با بالا رفتن از نردبان ترقي، ساكن وين و به عنوان مشاور حقوقي آژانس اتمي و سپس رئيس بخش روابط خارجي، مشغول به كار شد.

تصدي پست كنوني وي در سال 1997 يك سورپرايز بود. پس از اين‌كه هيچ كدام از كانديداها رأي لازم را نياوردند، «جان ريچ»، سفير آمريكا در آژانس، براي انتخاب وي يك لابي را ايجاد كرد و به رؤسايش ثابت كرد كه آنان راه بهتري به غير از حمايت از البرادعي ندارند.

البرادعي با سازماندهي دوباره آژانس، شروع كرد و هم‌اكنون اين نهاد 2300 كارمند دارد. سپس مسئله عراق مطرح شد. پيش از جنگ آمريكا كه مرتبا دولت صدام حسين را متهم به داشتن سلاح‌هاي اتمي مي‌كرد، از آژانس خواست تا بازرسانش نظر آمريكا را تأييد كنند. اما البرادعي در مارس 2003 به شوراي امنيت گفت، پس از صدها بار بازرسي در سه ماه، بازرسانش هيچ نشانه‌اي از سلاح‌هاي اتمي پيدا نكردند. وي پس از آن، ادعاي بوش درباره خريد اورانيوم از آفريقاي جنوبي توسط صدام را نيز رد كرد.
خودش مي‌گويد: «حمله به عراق سيزده روز پس از آن، تلخ‌ترين روز زندگي من بود».

حتي با وجود اين‌كه نيروهاي آمريكايي، هيچ سلاح غيرقانوني در عراق پيدا نكردند، دولت بوش انگشت خود را به سمت البرادعي و آژانس نشانه رفت و با جلوگيري از فعاليت بازرسان در عراق، در پشت صحنه وارد عمل شد تا او را از تصدي اين پست براي سومين بار بازدارد.

البرادعي مي‌گويد: وقتي از تلاش‌هاي «جان بولتون» براي جلوگيري از انتخاب خودش باخبر شد، تا 99 درصد تصميم گرفت كه نامزد نشود، اما آيدا شب پيش از جلسه به او گفت: «محمد! تو نامزد مي‌شوي و سرانجام بدون وجود نامزدي از آمريكا و حمايت بين‌المللي، آمريكا هم عقب نشست».
در اكتبر 2005، يك ماه مانده به دوران جديد رياستش وي برنده جايزه نوبل شد.

بحران ايران در 10 ژانويه 2006 با فك پلمپ آژانس در نطنز و ازسرگيري غني‌سازي آغاز شد.
با اعمال تحريمات غرب، ايران همكاري خود با البرادعي را قطع كرد. وي به رغم اين‌كه در سفر به ايران هم با بي‌مهري‌هاي زيادي روبه‌رو شد، موضعي نرم را در برابر ايران پيش گرفت.

منتقدان البرادعي مي‌گويند: او با همه اين اوصاف، در برابر ايران نرمي به خرج داده، اما حاميانش بر اين باورند كه وي همان‌ اندازه كه با اسران مهربان بوده، با واشنگتن نيز مهربان بوده است.

در ماه مي ‌گذشته، زماني كه ديك چني از عرشه يك ناو آمريكايي در خليج فارس به ايران هشدار نظامي داد، البرادعي بلافاصله وارد عمل شد و با اعلام اين كه ايران به دانش غني‌سازي دست يافته، به طور ضمني اشاره كرد كه ديگر براي حمله نظامي به ايران دير شده است.
اين در حالي است كه اظهارات وي، حتي خلاف گزارش‌هاي بازرسانش درباره مشكلات فني ايران در نطنز بود كه اين سوءظن را پديد آورده كه او در حال اغراق درباره برنامه اتمي ايران به عنوان يك مانور سياسي است كه شايد بتوان آن را زمينه‌اي براي توافقات كنوني بدانيم.
اعتراض كشورهاي مهم نيز به همين دليل بود كه توافق كنوني پرونده ايران را يك پرونده عادي مطرح مي‌كنند، نه پرونده كشوري كه پنهانكاري كرده است.

در هفته‌هاي بعد نيز بسياري از كشورها، سعي در كوبيدن البرادعي داشتند، اما كمي پس از آن، به اين نتيجه رسيدند كه استراتژي آنان، نتيجه معكوس داشته است و براي همين، تصميمي گرفتند تا به جاي منزوي كردن وي، با البرادعي همكاري كنند.
تفكر جديد آنان اين بود: البرادعي و ايرانيان اين دور از بازي را برده‌اند و بيشتر دنيا اين توافق براي همكاري را گامي به جلو مي‌‌دانند و در مقابل هم معتقد شده‌اند كه ديپلماسي غرب به بن بست رسيده است.

در 7 سپتامبر، نمايندگان قدرت‌هاي غربي، باز هم به دفتر او رفتند، اما اين بار براي اعلام حمايت از موضع وي.
يك مقام اروپايي مي‌گويد: «ما به آمريكايي‌ها گفتيم كه ديگر انتقاد از البرادعي درست نيست، چرا كه او را همچون يك قهرمان جلوه خواهد داد.»

البرادعي روند جديد را «تغيير كامل» خوانده و آن را نتيجه پافشاري خود دانست و اعلام كرد: تحريك به تنهايي سودمند نبوده، بلكه بايد وارد گفت‌وگو شد تا فضايي براي همكاري و حل مشكلات ايجاد شود.
وي ادامه داد كه به ايراني‌ها هشدار داده است اگر اين بار همكاري نكنند، مطمئن باشند كه با واكنش سختي روبه‌رو خواهند شد.

همچنين در اجلاس هفته گذشته آژانس، نماينده آژانس با ستايش از البرادعي، اقدام او را گام مهمي به جلو در حل مشكل اتمي ايران خواند و اين در حالي است كه البرادعي هنوز هم بر اين باور است كه توافق و تصميم نهايي نهايي درباره ايران، بايد به دولت پس از بوش موكول شود.

وي به عنوان يك حقوقدان به ايران هم حق مي‌دهد و به همين دليل، از آمريكا خواسته است تا اسنادي را كه در مورد فعاليت‌هاي هسته‌اي پنهاني ايران در گذشته داشته، در اختيار ايران قرار دهد تا آنان از خود دفاع كنند و سرانجام وي در برابر اين پرسش كه اگر ايران در گذشته، واقعاً اين كار را كرده بود، چه، مي‌گويد: در گذشته، كشورهاي بسياري چنين تمايلاتي را داشته‌اند، به هرحال، بهترين راه براي ايران، صادق بودن در دور آتي همكاري‌هاست.


نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :